آراد ...فرشته ی زیبا

شیرین تر از همیشه...

1392/6/4 1:29
نویسنده : شهرزاد
597 بازدید
اشتراک گذاری

گل پسرم

عسلم ...خوشگلم ....نانازم...خیلی دوست دارم خیــــــــــــــــــلیبغل ....اونقدر ناز و شیرین شدی که نمی دونم دیگه چیکارت کنم! بعضی وقتا به این فکر می افتم که باید بخورمت!!!خوشمزهخیلی دوست دارم یه گـــــــــــــــــاز اساسی از لپهای آویزونت بگیرم ولی دلم نمیادناراحت ....امروز بابایی داشت باهات بازی می کرد ولی شما اعصاب نداشتی گویا!ابرو مثل جیمبو تو هوا رو دستش شما رو آورد طرف من ...وای اگه بدونی تا من و دیدی چه ذوقی کردی و چه دست و پایی زدی و چطوری خندیدی انقدر غافلگیر شدم از این بر خوردت که اشک تو چشمام جمع شد گریهو از بابایی گرفتمت و حسابی بوست کردمماچ راستش امروز از بغل بابایی دستاتو میاوردی طرف من که بیای بغل من!!! خدا وکیلی اگه جایی می خوندم یه بچه ی3 ماه و نیمه همچین کاری می کنه باور نمی کردم ولی به چشم خودم دیدم که تو چقدر من و دوست داری هر چند فکر کردم بابات داره یه کاری می کنه که بیای بغل من و هر چی بابات قسم خورد کار اون نیست باور نکردم ولی دفعه ی بعد که  با یه دستت بابایی رو هول میدادی عقب و یه دستتم به سمت من گرفته بودی باورم شد کار خودته و من و می خوایخیال باطل یعنی عاشقتــــــــــــــــم ماچقلب...از کارای جدید دیگه ای که انجام میدی  گرفتن سینه ی من با هر دو دستت....گرفتن شیشه شیر با دو دست که اگه شیشت پلاستیکی بود و زورت می رسید حتما" می تونستی نگهش داری ولی چون این شیشت جنسش شیشه ایه  برای همین چند ثانیه بیشتر نمی تونی نگهش داری هر چند تلاشتو می کنی! جدیدا" هم دیگه علاقه ای نداری بخوابی رو زمین یا  گهوارت یا بغل من... هی سرو بدنتو بلند می کنی که بشینی و وقتی نمی تونی  نق می زنی و نهایت اگه ببینی کسی کمکت نمی کنه گریه می کنی  چند بار هم که کمکت کردیم بشینی رو پاهات بلند شدی یعنی زمانی که از بازوهات می گیریم تا بلندت کنیم بشینی پاهاتو  سفت می کنی و باسنتو می بری بالا  و روی پاهات بلند می شی قربونت برم که دوست داری زودتر راه بیفتی  و بری  نون بگیری!!!از خود راضی

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (4) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
شهناز
25 دی 91 11:52
خب منم آراد ميخوام كه تو رو پس بزنه بياد بغل مننننننن
هورااااا
قربون پسرمون برم من
منم گاز ميخوام آقاااااا!!!
منم نون سنگك ميخوامممم
آخ جون نووووووون


بیشین بینیم بااااا مگه آراد آقا رسوله!!!
ناهید
25 دی 91 17:49
عزیزم....داره خودش رو حسابی جا میکنه....نون رو که برای من قراره بگیره!


بچم از الان دارن نون آورش می کنن!
فاطمه (مامان آیلین)
30 دی 91 9:39
واااای مامانش ! این نون گرفتنش برام جالبه یعنی به عبارتی منو کشت



افسون
8 بهمن 91 15:57
سلام عزیزم...ماشالله اراد جون عین فزشته ها خوابیده...انشالله 1000 سال زیر سایه شما و باباییش بزرگ شه...ممنونم که تو وبلاگم نظر دادی..


سلام افسون جووون لطف داری ایشالا یه نی نیه سالم و تپلی به دنیا میاری و حالشو می بری
1