روزانه های خونه ی جدید
عزیزم![]()
بالاخره در تاریخ 14 آبان اسباب کشی کردیم شبونه وسایل رو بردیم و صبح روز بعد با ناناجون رفتیم چیدیم و چون هنوز تلفن نداریم و من با لب تاب برات می نویسم برای همین این مدت نتونستم برات بنویسم از دوست خوبی که پرسیده بودن چرا دیگه نمی نویسم ممنون که پیگیر ماست و ما رو می خونه ![]()
از وقتی رفتیم خونه ی جدید شما با سرویس رفت و آمد می کنی به مهدی. در کل عاشق مهد هستی و ارزیابیهای آخرش رو هم به خوبی بدون غلط انجام میدی و تو مهد ازت راضین
بریم سراغ عکسات بقیه ی توضیحات رو زیر عکسها میدم
بعد از سه سال اتاق دار شدی دوباره اینم اتاقت عزیزم![]()
لازم به ذکره که پرده ی اتاقت به زودی عوض می شه








یه روز که رفته بودیم بیرون

عشقم عاشق هدفونی هستی که بابا جون تبریزی برات خریده


مریض شده بودی عشقم.اسهال استفراغ و انقدر بالا آوردی تا رفتی زیر سرم




ببین چجوری لباس پوشیدی پفتی شکل دخترا شدم![]()

یک روز در خانه بعد از حموم![]()

![]()

در ایل گلی

پاییز در ایل گلی

خانواده

گذر زمان رو ببین گلم. عکس سمت چپ مال مهد قبلیه شماس که 3 سالت بود و عکس سمت راست مال ورود به مهد جدیدته در 5 سالگی

و این هم همینطور محرم امیال و محرم دو سال پیش![]()

در ایل گلیه سررررد

ارزیابیه ماهانه ی آبان






آموزش دسته بندی

نقاشیها ی خوشگلت در مهد





یک روز با ناناجون و بابا وحید در راه برگشت از فرودگاه


عشقای خاله .آرمین و آیلین![]()

غذاهایی که تو خونه ی جدید درست کردم
آشپزخونمونو خودم طرحش رو دادم و خیلی دوسش دارم عکسش رو میذارم برات .کابینت ساز ازم در خواست کرد براشون طرح بدم یه جورایی پیشنهاد کار داد![]()
پرده هنوز نزدیم اونم به زودی


اینم میز نهار خوری که مخفیه و کشویی حرکت می کنه .اینجا هنوز خونه حاضر نبود و اسباب کشی نکرده بودیم








روزانه های خونه ی جدید 

