یک روز بد.....
سلام مامانی الان لا لا کردی عسلم و مامان از فرصت به دست اومده برای نوشتن تو وبلاگت استفاده می کنه گلم بذار برات بگم که امروز چقدر خستم کردی از کت و کول افتادم برای اولین بار تو زندگیت بی دلیل چند ساعت پشت سر هم گریه کردی من هم هر کاری که به دهنم رسید انجام دادم ولی تو بهتر که نمی شدی هیچ شیونهات بیشتر هم می شد ...اول گفتم پوشکت کثیفه لابد! عوضت کردم بعد که گریه هات ادامه پیدا کرد گفتم لابد گشنته بهت شیر دادم و باز هم فرقی نکردی گفتم شاید زیادی شیر خوردی دل درد داری یا دل دردایی که 2 ماهه دست از سرت برداشته دوباره برگشته!(یه چیزی مثل بازگشت گودزیلا!) گریپ میکسچر بهت دادم بعد ک...







