روزهای خنک...روزهایی پر از مرگ....روزهایی پر از شیطنت
گل پسرم امروز رفته بودیم پیک نیک اونم چه پیک نیکی ! غذا رو که جوجه کباب بود از روز قبل تهیه کردیم و برنجشم ناناجون صبح زود آب کش کرده بود و ساعت 7 صبح بیدار شدیم 8 راه افتادیم به سمت پارک یادگار امام و همونطور که حدس می زدم آلاچیق ها مقادیری پر بودن و از شانس خوب ما یکی از بهترینهاش جلوی ما خالی شد و رفتیم تو یه آلاچیق بزرگ و پر سایه زیر درختها ..هوا عالی و خنک بود و بیشتر کسانی که تو پارک بودن مسافر بودن از شهرهای مختلف که در حال خوردن صبحانه و ترک محل بودن البته نگران نباش تا بلند می شدن برن خانواده ی دیگه ای بود که جاشونو بگیره ...ما هم جای دوستان خالی سر شیر عسل گرفتیم با نون تازه و کلی وسیله که از خونه برداشته ب...
نویسنده :
شهرزاد
19:30







