کاشان گردی
عزیزم همونطور که گفتم من و شما و ناناجون و بابا وحید بدون بابا سعید با ماشین بابا وحید رفتیم کاشان سر راه غذامونو تو زنجان خوردیم و خلاصه به خوبد و خوشی بدون اینکه بالا بیاری البته به لطف داروی ضد تهوعت رسیدیم کاشان مامان جون من که خبر نداشت من و شما هم هستیم با دیدنمون حسابی سوپرایز شد از همون اول فهمیدیم عروسی دعوت شدیم اونم عقد کی!!!! سوگل دختر دایی 17 ساله ی من !!! هممون متعجب بودیم فردا شبش هم تولد ترنم بود که البته ما دعوت نداشتیم فامیل شوهر سارا دعوت بودن با این حال زنگ زد که بیان دنبال شما و ببرنت ولی من داشتم بهت شام میدادم و گفتم ساعت 9 شما می خوابی و نمی شه خ...







