آرادآراد، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

آراد ...فرشته ی زیبا

6 روز دیگه میای گلـــــــــــــــــم

سلام عسل مامان مامانی امروز کلی کار کرده خسته شده چون دیگه شما داری میای و منم هنوز خونه رو درست و حسابی تمیز نکرده بودم امروز بالای یخچال و هود  و توی یخچال و مکروفر و اسنک ساز و کابینتها رو تمیز کردم بوفه های آشپزخونه رو هم تمیز کردم ..ببخشید اگه خستت کردم عزیزم  بعدشم رفتم حموم و آماده شدم برای فردا که وقت آرایشگاه دارم ساعت 10 صبح ...کی می تونه 10 از خواب بیدار بشه!!! سخت ترین قسمتش همینه ....مامانی می خواد خودشو برای ورود شما آماده کنه و موهاشو رنگ و کوتاه کنه  ابروهامم می خوام بردارم خلاصه کلی تو آرایشگاه کار دارم فقط دعا کن زود تموم بشه  چون بعدش کلی بیرون کار داریم  با بابایی می خوایم بریم برای ش...
3 شهريور 1392

آرایشگاه

سلام عزیز دل مامان خسته که نشدی مامانی؟ آخه   4 ساعت تو آرایشگاه بودیم و شما یکم شیطونیهات زیاد شده بود گفتم شاید خسته شده گل پسملم... بر عکس اون چیزی که فکر می کردم هر کس منو دید فهمید ماه آخرمه! من فکر  می کردم هیشکی نمی فهمه  چون شکمم کوچیکه ولی مامانی همه فهمیدن و می گفتن قشنگ معلومه ماه آخری! کلی ذوق کردم ...حالا بذار برات از آرایشگاه بگم و از خودم که بعد از این همه وقت چقدر تغییر کرد قیافم ...ابروهامو که خانومه بر میداشت پرسید چند وقته آرایشگاه نرفتی!!!  ببین مامان چه لولویی بوده واسه خودش! موهامو کوتاه کرد اندازه ی یک  وجب  و خیلی خوب شد برای رنگ هم کلاهه مش گداشت و  موهامو کشید از...
3 شهريور 1392

تصادف....

سلام مامانی امروز تصادف کردیم   یه ماشینی که ادعا می کرد ترمزش نگرفته با شدت از پشت زد بهمون  خیلی ترسیدم و بیشتر از اون نگرانت بودیم بابایی خیلی نگران شده بود و هی دور من و تو می گشت ولی خدا رو شکر شما که سرحالی و داری شیطونی می کنی منم از اینکه حال شما خوبه خوشحالم و دیگه نگران نیستم...پسره ی احمق بدون گواهینامه نشسته بود پشت ماشین باباش و کلی التماس می کرد که بابام نفهمه!!! مسخره!...راستش مامانی من که به چشم زدن اعتقاد ندارم ولی انرژی منفی رو قبول دارم!  یه حسی بهم می گه یه همچین چیزی در کار بوده می خوام صدقه بدم برات عزیزم ...
3 شهريور 1392

همه دارن میــــــــــان

 سلام گلم یه خبر خوب برات دارم گل پسمل ....خاله بلیط پیدا کرده هووووووووووورا قرار شده با هواپیما برن تهران از اونجا هم با هواپیما بیان اینجا سوم  مهر اینجان ...مامان ناهیدم 1 مهر اینجاس...همه دارن به خاطر شما میان هاااااااااا  ...
3 شهريور 1392

زودتر میای ببله مامانی!!!؟

سلام پسر تپلی خوشگل مامان ...دیروز رفتیم دکتر  به خاطر انقباضهای شب قبلش  ..دکتر اولش که مامانی رو دید گفت,مثل اینکه خیلی عجله داری بچت بیاد! احساس کردم فکر کرده من خیلی آدم حساسیم ! منم گفتم نه اتفاقا" اصلا" دوست ندارم زود به دنیا بیاد گفت حالا برو بخواب رو تخت تا ببینیم (یه جوری با تمسخر) منم رفتم برای سونو گرافی ..بابایی هم یه گوشه وایساده بود و دو تامون تلاش می کردیم شما رو ببینیم چون دستگاه سونوی آقای دکترت قدیمیه و هیچی جز ابر و باد و مه خورشید دیده نمی شد! تا دستگاشو گذاشت کله ی مبارکت نمایان شد دکتر گفت رشدش خوبه بعد هی دوباره همین رو با تعجب تکرار کرد  رشدش خیلی خوبه!!!! بعد قلبتو ...جفتتو دنده هاتو اونج...
3 شهريور 1392

تعیین تاریخ سزارین

سلام پسملی دیدی چی شد!!! دکتر نا مرد قبول نکرد شما زودتر بیای! هی من گفتم 7 گفت نه! می گه شما 10 مهر میای هر چند سونو گرافی رو گذاشت برای 29 شهریور تا دقیق بگه ولی  این دکتری که من دیدم کوتاه بیا نیست! ولی تو خودتو ناراحت نکن آراد من... یه فکرای خوبی تو سر مامانیه که با همکاریه بابایی شاید بشه یه کاریش کرد! دعا کن بابایی راضی بشه وبا من همکاری کنه تا من شما رو زودتر ببینم دکتر گفت رشدت خوبه و همینطوری با لمس کردن شکمم وزنت رو گفت 2 کیلو 700 هستی و گفت وقتی به دنیا بیاد 3 کیلو 300 بیشتره منم کلی ذوق کردم البته خودم تقریبا" می دونستم !!!آخه مامانی از بس تو کتاب و اینترنت می گرده ...خودش یه پا دکتره!فقظ کاش سزارین هم تو ...
3 شهريور 1392

ورود به هفته ی 38

وای عزیزم بالاخره رسیدیم به عدد 38 دیگه چیزی نمونده گل پسرم  به زودی می بینمت 17 روز دیگه  به دنیا میای  ... قربونت برم  عزیزم دیروز 3 بار تو روز سکسکه کردی!هر وقت مامانی غذا می خوره شما بعد از یه ربعش سکسکه هات شروع می شه و مامانی کلی دلش براتون می سوزه  آخه خیلی طول می کشه .... در عوض شیطونیهات حسابی دل منو بابایی رو می بره هر چند لگد زدنهات خیلی دردناک شدن  ولی وقتی اون پاشنه ی کوچولوتو نمایان می کنی درد کشیده شدنش  زیر پوستم خیلی هم شیرین می شه  ....بی صبرانه منتظرتیم مامانی راستی عزیزم یه هفته ای می شه که خارشم شروع شده ولی قسمت جالبش می دونی چیه !اینکه همه شکمش...
3 شهريور 1392