آرادآراد، تا این لحظه: 14 سال و 27 روز سن داره

آراد ...فرشته ی زیبا

آخرین پست قبل از تولدت

سلام  نینیه تو دلم این آخرین مطلبیه که قبل  از به دنیا اومدنت  می نویسم  مامانی ....فردا این موقع شما  به دنیا  اومدی  و من هنوز باور نمی کنم دارم مامان می شم! بعید می دونم امشب بتونم بخوابم    صبح زود باید بیمارستان باشیم و اینجا همه در حال آماده  شدنن حموم و بستن ساک و ....  هستند.سعی می کنم در اولین فرصت بعد از بیمارستان بیام برات بنویسم  .... دلم برای تو شکمم بودنت تنگ می شه ...
3 شهريور 1392

و بالاخره قطعی شدن تاریخ سزارین

هوراااا پسملی هوووراااااااااااا دیروز رفتیم دکتر و دکتر بعد از  دیدن شما  و کلی بررسی و تفکر و رفتن رو اعصاب مامانی گفت ته تهش بخوام زود درش بیارم 8 مهر! منم که دیدم 5 مهر رو قبول نمی کنه گفتم نه آقای دکتر لا اقل بکنیدش 7 مهر  جمعه ...خلاصه بعد از چونه زدن فراوان ایشون قبول فرمودند  که شما 7 مهر به دنیا بیـــــــــــــــــای هــــــــــــــــــــوراااااااااااااااااااااااااااااا بازم حرف من شد شما می شی متولد 91/7/7 ساعت 6 صبح جمعه باید بیمارستان باشیم .....تو هم که انگار فهمیدی به زودی قراره بیای بیرون انقدر تو شکم مامان شیطونی می کنی که همه می بیننت  ...امروز هم تولد باباییه می خواستم...
3 شهريور 1392

ورود به هفته ی 39

سلام ناناز مامان گردلیه من دیروز شما وارد هفته ی39 شدی منتها مامان وقت نداشت همون دیروز بیاد برای بنویسه  چون با بابایی خونه رو تمیز کردیم و طبق معمول بابای مهربونت! کلی مامانی رو  دعوا کرد که تو کار نکن! هی می گفت من می دونم آخرش آراد زودتر به دنیا میاد  حالا ببین! خلاصه کارها که تموم شد زود خوابیدیم که امروز صبح زود ساعت 6  مامان ناهید از  اراک می رسید ...بابا هم زود بلند شد و رفت دنبال مامان ناهید  و خلاصه اینکه الان مامان ناهید اینجاست و کلی از کارهای مامانی رو انجام داده ...دستش درد نکنه د ر ضمن برات بگم که تا خواستیم دیروز  خونه رو جارو کنیم جارو از کار افتاد! این جاروی مامانی در کل د...
3 شهريور 1392

همچنان تاریخ سزارین در هاله ای از ابهام!!!!!!

دلم می خواد از دست دکترت سرمو بکوبم به دیوار عصری رفتیم دکتر و دوباره شروع کرد حرف خودشو زد! می گه بچه درشته ولی بذار بمونه 5 مهر زوده!!! خلاصه پسملم مامان هیچ اعصاب نداره  همین.... ...
3 شهريور 1392