آرادآراد، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره

آراد ...فرشته ی زیبا

آراد و آیلین.....

عکسهای آراد و آیلین در تبریز مامانی ...آیلین کلی دوستت داشت و همش مثل پروانه دورت می چرخید اینم مدارکش که گفته بودم  من بعد از دیدن این حالت: چشمم روشن (عکس پایین) آراد: مامان  به خدا من بی تقصیرم! تو عکس زیر هم خالت کیف لوازم آرایشش رو در اختیار شما فسقلیها گذاشته بود زور آزمایی با ریمل!!!   ...
4 شهريور 1392

آراد و ترس از نا شناخته ها!

  مامانی روز قبل از اومدن مهمونها بابایی تصمیم گرفت سقف کاذب دستشویی رو عوض کنه (البته شایان ذکره که بابایی و من خبر نداشتیم فرداش مهموندار خواهیم شد وگرنه این کار رو خیلی قبل تر انجام میدادیم) خلاصه بابایی از یه دستگاهی  استفاده می کرد که خیلی سرو صدا داشت خیلییییییی و شما خیلی از صداش می ترسیدی و من این رو زمانی فهمیدم که تنهات گذاشته بودم و با صدای دستگاه  صدای شیون و جیغ شما رفت هوا  این عکسهایی که در زیر می بینی بعد از گریه ی شما ست و کاملا؛ ترس از دستگاه در نگاهت معلومه ...ضمن اینکه  وقتی پیشت بودم و دستگاه روشن می شد سریع به من نگاه می کردی و نگاه بعدیت به دستگاه بود ببین: تو عکس بالا&nb...
4 شهريور 1392

و باز هم تاب جادویی !!!

این عکسها مربوط  می شن به دو هفته ی پیش و شما رو دوباره با تاب می خوابونیم خیلی هم بهش علاقه داری تا میری توش بیهوش می شی!ایشالا وقتی بر گشتیم خونمون (تبریز) دوباره به همین روش می خوابونمت   اینم یه روز دیگه وقتی خالت اینا هم اومده بودن خونمون به وسیله ی این تاب جادویی آیلین دختر خالت هم که به سختی می خوابه خوابونده شد! عکسشم موجوده! منتها من هر کاری کردم نشد کوچیکش کنم تو وبلاگ خالته  برای دوستایی که می خوان ببینن می گم که اسم وبلاگش  تو لیت دوستای من شهناز  می باشد   ...
4 شهريور 1392