اولین مصدومیت + کلمه های جدید..
نفسم گل مامان الان در خواب نازی و مامان وقت کرده بیاد برات بنویسه چون شما عین جوجه اردک زشت! هی می چسبی به من و همش دنبالم تو خونه ماما گویان راه میفتی! وقتی هم میرم گلاب به روت دستشویی میای پشت در آروم وایمیستی! دیگه در هم نمی زنی همونطور آروم وایمیستی تا من در رو باز کنم! تا در رو باز می کنم حمله می کنی که بیای تو! از اونجایی که دستشوییمون 1 پله ی بلند داره یکم طول می کشه تا بیای بالا و من سریع باید خودمو برسونم بیرون ! وگرنه میای تو! خلاصه که بساطی داریم از دستت! وقتی هم میرم تو آشپزخونه میای به پام آویزون می شی و نق می زنی! وای به وقتی که سفره بندازم! هی میای دنبالم دوباره بر می گردی! بعضی وقت...










