آرادآراد، تا این لحظه: 14 سال و 20 روز سن داره

آراد ...فرشته ی زیبا

زلزله درهفته ی 32 بارداری

سلام  مامانی  دیشب شب بدی داشتیم دیروز زلزله اومد  من انقد ترسیده بودم  که حد نداشت خیلی شدید بود آخر سر با همسایه ها رفتیم تو کوچه  ولی تمام شب رو بیدار بودم و تو هم هی لگد می زدی و ابراز وجود می کردی تا همین امروز زلزله میومد من نگران تو بودم گفتم نکنه بلایی سرت بیاد از بس که ترسیدم!! الان مامانی کلی خوابش میاد و میره که بخوابه عزیز دلم ...
3 شهريور 1392

91/5/17 هفت ماه و یک هفته

سلام پسر گلم امروز اولین روزیه که دارم برات مطلب می نویسم چون تازه عضو این سایت شدم  دیروز خیلی ووروجک شده بودی و هی تو شکمم اسباب کشی می کردی از این ور به اون ور! الهی من فدای اون تکون خوردنات بشم  امروز  حرکتاتو شمردم انقدر زیاد بود که کلا" بیبخیالش شدم! تو سایت خونده بودم باید تو 1 ساعت 10 بار تکون بخوری که 4 بارش اساسی باشه! والا تو  بیشتر از 10 بار تکون خوردی !یعنی اصلا" مگه آروم هم می شدی؟!همشم اساسی بود! از اونجایی که ماه های اولتو ننوشتم همینجا بهت می گم که چقدر بچه ی خوبی بودی و مامان اصلا" نه ویار داشت  در طول بارداری نه چیز بدی رو تجربه کرد! همش خوردم و خوابیدم حتی حس بویاییمم قو...
3 شهريور 1392

عکسهای تولد دختر خالت آیلین

سلام عسللللم هنوزم اهوازیم ....دیروز یه تگرگ اساسی اومد شما مثل همیشه آروم و خوبی  خالت برای دختر خالت 2 تا تولد گرفته بود یکی با حضور خانواده ها  که شامل من و بابات و شما و مامان ناهید و خانواده شوهر خالت که شامل پدر شوهر و مادر شوهر و خواهر شوهر و برادر شوهرش و عمو ها و عمه های شوهرش بود و یکی از تولدها  هم  با حضور دوستاشون بود که امروز برگزار شد ...خانواده ی شوهر خالت  مومنن برای همین ما هم به احترام اونا  روسری و لباس پوشیده پوشیدیم که توی عکسها می بینی   آیلین عزیزم  من  و بابات و شما تو این عکس هم  غیر از ما  عمه ها و...
24 ارديبهشت 1392