آراد ...فرشته ی زیبا

کودک من

سورپرایز شدیم+بازم زلزله

1392/6/4 1:19
نویسنده : شهرزاد
1,136 بازدید
اشتراک گذاری

پسملمقلب

گل پسرم الان تو خواب نازی ...برده بودمت حموم عزیزم بعد از حموم گرفتی تخت خوابیدی  ...قربونت برم که تو حموم اصلا" گریه نکردی و با دقت د اشتی به من نگاه می کردی همیشه از اینکه صورتت خیس بشه بدت میومد و  آخرش که صورتتو می شستم گریت در میومد ولی این بار  آرومه آروم بودی گلم ...

راستی وقت نداشتم بیام بهت بگم که سه شنبه بابایی وزنت کرد 5 کیلو شدی الهی من فدات بشم لپات آویزون شده عسلم ...راستی خاله و  شوهر خاله دختر خالت سورپرایزمون کردن و برای دو روز اومدن خونمون ..آیلین خیلی بهت علاقه مند بود عزیزم تا من و مامانش ازش غافل می شدیم چهار دست و پا با سرعت هر چه تمامتر میومد طرف گهوارت و  فکر می کرد تو عروسکی خنده یه بار هم اجازه دادم نازت کنه منتها ذوق زده شد و بجاش زد تو سرت زبانحالا برای تولدش می بینیمش عزیزم چون قراره بریم اهواز به زودی ...راستی امروز بازم زلزله اومد و من از خواب پریدم ..جالب اینجاس که دیگه ریشترشم تعیین می کنم ! بابایی نفهمید زلزله اومد من بیدارش کردم بعد که ازم پرسید شدید بود یا نه! گفتم نه خیلی حدودا" 4/8 ریشتر بود!بعد فهمیدیم 4/9 بوده! خودم شدم زلزله نگار!

اینم  عکسای چند روز پیشت:

تو عکس بالا مامان ناهید (مامان من) و بابا ت و تو  ..تو عکسید اینجا هم خیابان  تربیت

تو عکس بالا هم شما تازه به دنیا اومده بودی و اینجا هم خونه ی مامان بزرگ من تو اراکه (خونه یاصلی مامان بزرگ من تهرانه)  تو این عکس چهار نسل  مشخص میشن تو هم ببله بابای منی

 

پسندها (1)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف