آراد ...فرشته ی زیبا

کودک من

روزانه های خونه ی جدید

1396/9/22 20:52
نویسنده : شهرزاد
101 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزمبغل

بالاخره در تاریخ  14 آبان اسباب کشی کردیم شبونه وسایل رو بردیم و  صبح  روز بعد با ناناجون رفتیم چیدیم  و چون هنوز تلفن نداریم و من با لب تاب برات می نویسم  برای همین این مدت نتونستم برات بنویسم  از دوست خوبی که  پرسیده بودن چرا دیگه نمی نویسم ممنون که پیگیر ماست و ما رو می خونه محبت

از وقتی رفتیم خونه ی جدید  شما با سرویس رفت و آمد می کنی به مهدی. در کل عاشق مهد هستی  و ارزیابیهای آخرش رو هم  به خوبی بدون غلط انجام میدی و تو مهد ازت راضین

بریم سراغ عکسات بقیه ی توضیحات رو زیر عکسها میدم

بعد از سه سال اتاق دار شدی دوباره  اینم اتاقت عزیزممحبت

لازم به ذکره که پرده ی اتاقت به زودی عوض می شه

یه روز که رفته بودیم بیرون

عشقم عاشق  هدفونی هستی که بابا جون تبریزی برات خریده

مریض شده بودی عشقم.اسهال استفراغ و انقدر بالا آوردی تا رفتی زیر سرم

ببین چجوری لباس پوشیدی پفتی شکل دخترا شدمخنده

یک روز در خانه بعد از حموممحبت

محبت

در ایل گلی

پاییز در ایل گلی

خانواده

 

گذر زمان رو ببین گلم. عکس سمت چپ مال مهد قبلیه شماس که 3 سالت بود و عکس سمت راست مال ورود به مهد جدیدته در 5 سالگی

و این هم همینطور محرم امیال و محرم دو سال پیشمحبت

در ایل گلیه سررررد

ارزیابیه   ماهانه ی آبان

آموزش دسته بندی

نقاشیها ی خوشگلت در مهد

 

یک روز با ناناجون و بابا وحید در راه برگشت از فرودگاه

 

 

عشقای خاله .آرمین و آیلینمحبت

 

غذاهایی که تو خونه ی جدید درست کردمخجالتآشپزخونمونو  خودم طرحش رو دادم و خیلی دوسش دارم عکسش رو میذارم برات  .کابینت ساز ازم در خواست کرد براشون طرح بدم  یه جورایی پیشنهاد کار دادخندونک

پرده هنوز نزدیم اونم به زودی

 

اینم میز نهار خوری که مخفیه و کشویی حرکت می کنه .اینجا هنوز خونه حاضر نبود و اسباب کشی نکرده بودیم

 

 

 

 

 

 

پسندها (2)
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر