آراد ...فرشته ی زیبا

کودک من

خرابکاریه بزرگ!+کارهای جدید+ یه حس عالی +3 چرخه ی ناجی

1392/7/1 1:35
نویسنده : شهرزاد
869 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزمقلب

 برای اولین بار خرابکاری کردی اونم چه خرابکاریهایی! دیروز از شدت ناراحتی می خواستم جیغ بکشم ! پرده  ی نازنیم رو پاره کردی !! همون پرده ای که موقع خریدن جهیزیه  از چند ماه قبل از خریدش عاشقش شده بودم خیلی دوسش داشتیم هم من هم بابات! الان پرده ی پاره مدام جلوی چشممونه و نمی دونیم چیکارش کنیم ! بعد از اینکه دیروز عصبانیتم کم شد!(از بین نرفت که)رفتم ازش عکس گرفتم بذارم وبلاگت بعد ها ببینی چه کارا که نکردی! تازه غیر از این کاغذ دیواری اتاق رو هم ..... بهتره تو عکسهایی که برات میذارم ببینی چیکار کردی ...

عسلیه من....همونطور که گفتم 3 شنبه صبح میریم انزلی و  اونجا تولد کوچیکی برات  می گیریم برای همین نانا جونت کادوشو از الان گرفته یعنی پولش رو داد به ما و ما هم همینجا رفتیم 3 چرخه ای رو که نانا  و آقا جوون می خواستن بگیرن گرفتیم ...دستشون درد نکنه خیلی دوسش داری و تو خونه و کوچه باهاش کلی حال می کنی و یه جورایی ما رو از دست خرابکاریهای شما نجات داده و یه مدتی لا اقل از دستت به آرامش می رسیم!

عکسهای اونم میذارم برات

کارای جدیدی که انجام میدی

وقتی می گم آهنگ 3 چرختو  بزن  به حرفم گوش میدی و بلافاصله آهنگشو میذاری  البته   گوش دادن به حرف من چیز عجیب و جدیدی نیست برای شمایی که از چند ماه پیش به حرفم گوش میداد ی  وقتی می گفتم بشین ...الان دیگه هر چی می گم گوش میدی می گم برو توپت رو بیار میاری میگم بشین و پاشو می شینی و بلند می شی مثل کلاغ پر! هر چقدر هم بگم بشین...پاشو انجام میدی میگم برو بالا میری بالا می گم بیا پایین (از روی مبل) میای پایین

کلاغ پر یاد گرفتی تازه همزمان هم میگی پر

بوس کردن که بلد بودی حالا بوس فرستادن هم یاد گرفتی

راستی از این 3 چرخه ای که  نانا و آقا جون خریده بالا میری پایین میای اصلا" یه کارایی می کنی  باهاش دیدنیدیگه از دستت نمی دونیم چیکار کنیم واقعا"! میز نقره به خاطر شما جمع شده و همش به روی میز نهار خوری منتقل شده یعنی اگه اون رو هم بری دیگه نمی دونم چیکار کنم! لب تاب رو نمی دونیم کجا بذاریم 3 سوت می پری رو مبل از اونجا رو دسته ی مبل و .....

عزیزم امروز  داشتی کارتونتو نگاه می کردی منم اومدم سرم رو به سرت نزدیک کردم یهو سرت رو گذاشتی  رو سرم و هی از بغل نگتم می کردی و یه لبخند رضایتی هم رو لبات بود اگه بدونی چه حس قشنگی بود وقتی سرت رو به سرم تکیه داده بودی و صدای نفسهات تو گوشم بود و گرمای نفسهات رو گونه هام  این حس قشنگ رو با دنیا عوض نمی کنم کلی از خدا تشکر کردم که تو رو دارم چون تو همه ی هستیه منی عشق منی خیلی دوست دارم عزیزم خیلی ماچ

راستی دیروز با بابایی رفتید گردش ...منم در حال گردگیری تو خونه! بابات انگار خوشش اومده بود چون امروز هم بدش نمی اومد ببردت بیرون ...فقط همین رو بگم که وقتی برگشتی انقدر دلتنگت شده بودم که 1 ساعت بوست کردم و تو هم ساکت فقط می خندیدی بابات می گفت بیرونم عالی بودی و صدا ازت در نمی اومده ...مثل همیشه آقا ....چند روز پیش هم رفتیم لاله پارک  انقدر مظلوم و ساکت نشسته بودی تو سبد خرید که هر کس نمی دونست فکر می کرد چه بچه ی آرومیه ! و این همه زلزله گری مال این نیست! اونجا سن ایچ میدادن تو لیوان برای تبلیغ ...بابایی رفت گرفت و شما آبرومونو بردی  انقدر گفتی آپ! آخه دیگه آ نمی گی خیلی وقته به آب می گی آپ با پ محکم در حدی که تفات همه جا می پاشه! و شما همه ی اون سن ایچ نارگیل آناناس رو خوردی و انقدر آپ آپ گفتی که  خانوم مسیول اونجا بازم بهمون یه لیوان دیگه داد! به قول بابات اصلا" نخوردی تا حالا که !ابرو

این شما و این 3 چرخه ی خوشگلت  و البته ماجراهایی که تو همین 2 روز باهاش داشتی!


اینجا هم اومدی پایین و داری باهاش راه میری!سبز

اینجا هم خونه ی مامان جون تبریزیته

 

اونجا شده مبل شما! میشینی روش تی وی می بینیابرو

اینم پرده ی نازنینمناراحت

اینم کاغذ دیواریه اتاقمنتظر

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (22) مشاهده جعبه ارسال نظر
مامان رایان
1 مهر 92 8:15
مبارکه اراد جونم دست مامان بزرگ بابا بزرگت درد نکنه.


مرسی خاله جووونم
شهناز
1 مهر 92 13:11
واي خاله فدات بشه
قربون خودت و سه چرخه ت
خيلي خوشگله مباركش باشه
پرده هم درست ميشه نگران نباش


بله همین تو! بله تو انقدر لوسش کردی که جرات پیدا کرده پرده رو پاره کرده! اصلا" خدا رو چه دیدی! شاید تو دستورش رو داده بودی !!!
ساريه
1 مهر 92 21:49
خدا حفظش كنه مي بخشي شهرزاد جون ولي حسابي كيف كردم اين گوله نمكت هنوز تاتي مي كنه واي به روزي كه راه بره



این گوله ی نمک دیگه تاتی هم نمی کنه ! با همون گرفتن وسایل پدر ما رو در میاره راه رفتن خبری نیست
ناهید
1 مهر 92 22:08
قربون شیطونی هات برم.به همه ثابت کن که نوه شیطون منی!سه چرخه ات هم مبارکت باشه.قابلت رو نداره.پرده هم فدای سرت.بازم میخریم برات!!!پاره گی پرده شبیه لب شده


مرسی نانا جووون خیلی 3 چرخمو دوست دارم هر روز صبح که بیدار می شم مامانم رو مجبور می کنم یه چند دوری منو باهاش تو خونه بچرخونه!دقیقا" سعید هم همینو راجع به پرده می گه
مریم (مامان ثنا جون)
2 مهر 92 0:23
مبارک کادوت باشه دستشون درد نکنه
تولدتم پیشاپیش مبارک باشه شمال بهت خوش بگذره

ای شیطون بلا چرا اون پرده خوشکل اتاق مامانی را پاره کردی


مرسی خاله بله پرده ی خوشگلی بود خاله جووون میداد برای پاره کردن!
مامان سويل و اراز
2 مهر 92 1:35
سلام شهرزاد جون خوبي؟ ولي انصافا پردت خيلي خوشگله يعني بود منم بودم ناراحت ميشدم ولي فداي خنده عكس چهارمي ارادي دوچرخه ت هم مباركه
شهرزاد جون اگه موافق باشي جمعه اين هفته با مامانا پارك منظريه قرار بذاريم همديگرو ببينيم خبرم كن


بله خوشگل بووووووووودحیف شد که نتونستم بیام
persian mom
2 مهر 92 19:04
سلام شهرزاد جون
خوبی
اره من هنوزم میام سر میزنم
عاشق ارادم
تولدش از الان مبارکک
کاراش مثل ارمیای منه نه که ما چاقییییممم باید نی نی شیطون داشته باشیم لاغر شیم


واقعا" هم همینطوره! باور کن تو خیابون هر کی من و آراد و با هم می بینه یه جوری نگاهمون می کنه که قشنگ می فهمم داره با خودش می گه این بچه تپلیه سفید مال این مادر لاغر مردنیه سبزست!
عاطفه مامان الای
3 مهر 92 3:48
چه شیطون شدی اراد خان خرابکار
بیاوبم قرار داریم


آره بلایی شده ...حیف شد که نبودم
رضوان مامان رادین
3 مهر 92 11:13
ووووووووووواااااااااییییییییی آراد خاله چکار کردی...الهی فدات شم که اینقدر ماشا... شیطونی...آخه با پرده چکار داشتی توبا عرض معذرت از مامان شهرزاد...من الان از خنده این مدلی شدمآخه پسررررررررر چی بگم بهتعزیز دلم تولد پیش پیش مبارک...چه سه چرخه خوشملی مبارکت باشه

خالش آراد خان ما فضول تشریف داره با همه چی کار داره
مرسی بابت تبریک
شقایق(مامان اَرشان کوچولو)
3 مهر 92 11:27
وااااااااااااااااااااااااااای فدای خرابکاریهات خخخخخخخخخ شهرزاد جون میشه پرده رو دوخت و نگران نباش این پرده ها رفوعشون نشون نمیده. کاغذ دیواری رو هم دوباره بچسبون.

آرادم خوب کردی خاله اصلا اینا با وجود خرابکاری تو قشنگتر شدن. خخخخخخ

3 چرخه خوشگلت مبارک نفس




بله دیگه شقایق جووون منتها دیگه از چشمم افتاد ! پرده ی نازنین پاره شده به چه دردی می خوره !