آراد ...فرشته ی زیبا

تصادف....

1392/6/3 23:11
نویسنده : شهرزاد
658 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مامانیخنثی

امروز تصادف کردیمچشم  یه ماشینی که ادعا می کرد ترمزش نگرفته با شدت از پشت زد بهمون  خیلی ترسیدم استرسو بیشتر از اون نگرانت بودیم بابایی خیلی نگران شده بود و هی دور من و تو می گشت خجالتولی خدا رو شکر شما که سرحالی و داری شیطونی می کنی آخمنم از اینکه حال شما خوبه خوشحالم مژهو دیگه نگران نیستم...پسره ی احمق بدون گواهینامه نشسته بود پشت ماشین باباش و کلی التماس می کرد که بابام نفهمه!!! منتظرمسخره!...راستش مامانی من که به چشم زدن اعتقاد ندارم ولی انرژی منفی رو قبول دارم!  یه حسی بهم می گه یه همچین چیزی در کار بوده می خوام صدقه بدم برات عزیزماوه

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (3) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
ناهید
27 شهریور 91 21:40
حتمن....خواهشن....لطفا....تا ۵ مهر بشین توی خونه!


چششششششششششششششششم
شهناز
29 شهریور 91 21:01
بشين تو خونه با اون شكم گنده ت


نشستم!!
مریم جون
30 شهریور 91 14:14
خداروشکر که به خیر گذشتتتتتتتتتتتت


مرسی عزیزم
1