آراد ...فرشته ی زیبا

کودک من

برداشتن اولین قدم+خداحافظ اراک+کلمات جدید+بالا رفتن از تخت و مبل

1392/6/14 2:46
نویسنده : شهرزاد
366 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دلم قلب

شما 2 روز پیش  با ترفندی که من به کار بردم موفق شدی یک قدم برداریبغل و اما ترفند به کار رفته ! این بود که  شما دستت رو گرفته بودی به توپ بزرگ نانا و با خیال راحت وایساده بودی منم  آروم آروم توپ رو ازت دور کردم به طوری که یهو دیدی بدون اینکه جایی رو گرفته باشی وایسادی! سریع برای رسیدن به توپ و تکیه دادن دستت بهش 1 قدم برداشتی و افتادی !نیشخند والا اگه به شما باشه تا وقت دومادیتم لابد می خوای دستت رو به وسایل بگیری و راه بری! پس باید یکی از این وضع نجاتت بده! و کی بهتر از مادر!نیشخند

کار دیگه ای که دیشب یادت دادم بالا رفتن از تخت بود که باور کن 1 دقیقه هم آموزش ندیدی سریع ادامو در آوردی و اومدی بالای تخت ! اگه می دونستم به این سرعت یاد می گیری زودتر یادت میدادم!یول

پریروز بهت یاد دادم  وقتی آب می خوای بگی آب! قبلا" 1 بار  چند ماه پیش  به تقلید از من گفته بودی آب ولی نمی دونستی آب چیه! فقط برای تقلید از من  گفته بودی ولی الان یاد گرفتی به آب می گی( آ)نیشخند  و  کاملا" هم می دونی آب یعنی چی و تا تشنت می شه  میای پیشم و کلی می گی آ آ آ  وقتی هم می بینی یکی داره آب می خوره بیچارش می کنی همین چند ساعت پیش بود که نانا داشت آب می خورد رفته بودی زیر پاش نشسته بودی هی می گفتی آ  آ   نا نا هم یواشی به من گفت این یه چیزی داره می گه ها !خندهمنم گفتم دقیقا" چون داره می گه آب و آب می خواد! خلاصه که بیچاره شدیم رفت... کاش یادت نمیدادم یعنی! ابرو...تا قبل از این من زیاد اهل آب دادن بهت نبودم یعنی راستیاتشو بخوای یادم می رفتخجالت  ولی حالا دیگه یکی هست هی بگه آ بهم یاداوری کنه! خنثی

امروز داشتم زانو بنداتو پات می کردم   ولی شما در حال فرار بودی و نمیذاشتی منم شروع کردم شعر حسنی نگو بلا بگو رو خوندن که یهو شما هاج و واج یه نگاه به من بعد یه نگاه به تی وی کردی  بعد با دستت اشاره کردی به تیوی و گفتی اا (e) متوجه شدم که می گی بذارم ببینیش همون موقع  یادت دادم بگی حسنی منتها مثل اکثر کلمات دیگه که اولش رو می گی اینم می گی ح!قهقههحالا  تا دلت می خواد حسنی ببینی به تی وی اشاره می کنی و می گی ح!ماچ یا وقتی می گم می خوای حسنی برات بذارم نگاه می کنی به تی وی و میری سمتش می شینی قلب

راستی گلم یه روش خوب برای غذا دادن به شما کشف کردم! روش بی محلی!از خود راضی به دوستان عزیزم توصیه می کنم اگه بچه ی بد غذا دارید این روش رو هم یه تستی بکنید ! خدا را چه دیدید شاید جواب داد  ...حالا شرح این روش ...وقتی می خوام غذا بخورم   و شما هم غذا نخوردی هنوز... برای خودم می کشم و البته برای شما هم تو ظرفت می کشم و بعد سفره پهن می کنم با ماست و آب یا هر چی دوست داری میارم رو زمین می شینم اصلا" هم به تو نمی گم بیا! فقط می گم آراد به به خودت میای می شینی کنار سفره ولی هیشکی بهت نمی گه بیا بخور! و کلا" کسی تحویلت نمی گیره خودم غذا مو جلوی چشم شما با کلی به به چه چه می خورم و قیافه ی شما اون لحظه دیدنیه آب از دهن آویزون هی لبتو می خوری آخر سر خودت به صدا در میای و می گی به به منم می گم ااا تو هم می خوای؟! بعد ازت می پرسم کدوم رو می خوای به ..ماست... یا آب هر کدوم رو بگی بهت میدم !یه قاشق میدم و  دیگه نمیدم تا خودت بازم بگی به به یا بفهمم بازم می خوای با نگاهی که به غذا می کنی می فهمم اصلا" هم زیر ماست یا چیزی قایم نکردم لهشم نکردم فقط با آب خورشت فراوان و مرغ له شده روی برنج کته  .  امروز برای اولین بار این روش رو هم در زمان نهار هم شام اجرا کردم باورت نمی شه ولی بعد از مدتها با برنج آشتی کردی و هم ظهر هم شب همه ی غذاتو خوردی تا آخر! تازه بعدش اومده بودی تو آشپزخونه می گفتی به! گفتم چیه غذا می خوای یه قاشق دیگه هم اونجا خوردیسبز

از میوه خوردنت هم بخوام بگم باید به عرضت برسونم که شما هر روز داری 1 گلابی و 1 سیب کامل رو می خوری ! هر دو هم در سایز بزرگ هستن ها ! تازه مجبوریم از جلوی چشمان تیز بینت سیب رو مخفی کنیم تا نبینی دوباره بگی به!لبخند

گلم ...فردا این موقع تو اتوبوسیم ..من و شما! تنهای تنهانیشخند فکر کنم این موقع قزوین باشیم شایدم زنجانیم ! بستگی به رانندش داره که چطوری بره! بهر حال میریم به سوی یه بابای دلتنگ که از دم به دقیقه زنگ زدنهاش معلومه چقدر دلش برامون تنگ شده! برای من که حتما" تنگ شده شما رو نمی دونمنیشخند تو این مدت کلی به نانای مهربون زحمت دادیم که من از همینجا ازش کلی تشکر  می کنم و دستاشو می بوسم ...ماچدلمون براشون تنگ می شه هر چند اوایل مهر قراره ببینیمشوننیشخند

اینم عکسات

فدای تک تک  دندوناتماچ

اینجا رو پای نانا هستی و داری خوش می گذرونی لباساتونم ست کردید  خنده

شما و نانا روی توپ کمک کننده برای راه رفتن شما!عینک

این همون توپه

اینجا هم خسته شدی و داری خودتو سر میدی پایین

محو تلویزیون

 

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (9) مشاهده جعبه ارسال نظر
عاطفه مامان الای
14 شهریور 92 8:53
گلم از فایر فاکس اگه رفتی دیگه ایندفعه از اکسپلورر استفاده کن گاهی مال منم اینجوری میشه اونوقت باز میشه
ببوس پسملی رو


مرسی عاطفه جووون
لیلا جواهری
16 شهریور 92 16:21
سلام عزیزم
اولین قدمهاش مبارک
ایشالا قدمهای بزرگ موفقیتشو در کنار همه خانواده خوشبختتون جشن بگیرید


مرسی عزیزم از مهربونیت
مرجان مامان آران
17 شهریور 92 1:35
ای جانمممممممم مبارکه خوشگلممم اولین قدماتتتتتتتتت
ماشالا بلایی شده برای خودششششششش
قربونت برمم ببوسششششششششششششششش


مرسی خاله ولی همون یه قدم بود و بس دیگه خبری از راه رفتن نیست ! و به سادگی گول نمی خورم برای وایسادن!
هستی
19 شهریور 92 17:35
سلام عزیززززززززززم فدای پسمله نازت بشم که دله آدمو میبره.عزیزم آراد الان که 11 ماهشه سایز لباساش چنده؟درگیر سیسمونی خریدنم


مرسی از لطفت راستش این لباس های آشو رو تاپ لاین و کلا" پیر پوشها و شلوار تو خونه ها از سایز 2 می پوشه 3 و 4 هم می پوشه ! آخه اینا یه مدلین که تا مدت زیادی می شه پوشیدشون الان تاپ لاین کماندوییش سایز 2 هنوز اندازشه می پوشه از اون طرف راه راه قرمزش مال آشور سایز 4 ولی اندازشه و می تونه بپوشه
شهناز
20 شهریور 92 17:36
عزيزممممم
چقدر عكس نديده بودم
قربونت برم مننننن موش توتولووووووو


بله خاله می بینی مامانم همش داره از من عکس می گیره آله!!!
ماهور
22 شهریور 92 10:21
سلام ! مامان خانوم خیلی وقته از خودتون و آراد ننوشتین ! انشاالله که به سلامت رسیدن باشین تربیز ! ؛-)


مرسی خانومی که به فکر ما بودید از بس مهربونی
مینا
23 شهریور 92 0:47
آراد جان قدم برداشتن با اون پاهای توپولی و خوشگلت مبارک.



مرسی خاله
مامان ماهیار
24 شهریور 92 0:36
شهرزاد جون کجایی نیستی چه خبر آراد خوبه ......


مرسی خانومی که انقدر مهربونی و به فکرم بودی
زهره مامان بارسین
24 شهریور 92 21:58
هزار ماشاا... خدا حفظش کنه این گل پسر رو وبلاگ قشنگی داری گلم . من وبارسینم خوشحال میشیم دوستای خوبی برای آراد کوچولو و مامانش باشیم . با اجازه لینکتون کردیم اگه مایل بودین شما هم ما رو لینک کنید . خوشحال می شیم همون سر بزنید


مرسی منم با افتخار لینکتون می کنم