آراد ...فرشته ی زیبا

از هر دری سخنی....

1392/6/4 1:57
نویسنده : شهرزاد
372 بازدید
اشتراک گذاری

نانازقلب

گل مامان اول از همه از عروسی بگم....پسر آقایی بودی و خیلی هیجان زده شده بودی از دیدنه یه عالمه رنگ و نور و لباسای برق برقی! هی می خواستی به لباسای مهمونها دست بزنی و کلی هم خاطر خواه پیدا کردی تا جایی که یکی از مهمونها شما رو دزدید!!! البته آشنا بود ها! برد که به بقیه نشونت بده و مامان بزرگ تبریزیت هم دنبالش! اون بدو مامان بزرگ بدو! نتیجه ی این دزدیده شدن یه عالمه جوش و لپهای قرمز شده ی شما از بوس و رژ مهمانهای محترم بود!بهر حال بعد از کلی چشم چرونی که توسط شخص شخیص شما انجام شد و کلی دست درازی به لباسها و ظرف و ظروف خسته شدی و تو اون سر و صدا بهت شیر دوشیده شده دادم و لا لا کردی ...در کل خوش گذشت .

مامانی یه اتفاقی که نمی دونم چرا افتاده سوختگیه پای خوشگلته ناراحتالبته پا که نه !! سوختگیه مناطقیه که نباید اسمشو بگم!یه روز صبح که بازت کردم برای تعویض دیدم به شدت سوختی و از اون روز مرتب عوضت می کنم و انواع پمادها رو امتحان کردم ولی تاثیری نداشت و حتی بدتر هم شد! من و بابات حدس می زنیم از دستمال مرطوبیه که استفاده کردیم بهر حال مصرف اون رو بلافاصله قطع کردیم ولی فایده نداشت تا اینکه دیروز بردیمت بیمارستان کودکان و دکتر پماد داد که خدا رو شکر امروز خیلی بهتر شدی ولی خیلی گریه می کنی که نمی دونم از اونه یا از دندونت .همونجا وزنت کرد با لباس 9700 بودی ماشالا به گلم ماچ

راستی پسرم چند روز پیش زلزله اومد دوباره  5/2 ریشتر مدتش کم بود ولی خیلی ترسیدیم دوباره شب بیداریهای من شروع شد!افسوس

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (3) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
شهناز
1 اردیبهشت 92 1:55
خوب ميشه زودي
اشكال ندارهههههه



آره انگار داره خوب می شه
خاله ی آریسا
1 اردیبهشت 92 8:40
ایشالله فرشته کوچولوتون زودی خوب میشه . نگران نباشید . و همیشه خداوند جمع سه نفری شما رو حفظ میکنه بازم نگران نباشید راستی به وبلاگ آریسای ما هم سر بزنید خوشحال میشیم[hr
مرسی خاله ی آریسا جوون الان میام سر می زنم
مامان ماهیار
1 اردیبهشت 92 21:45
ماشالله چه بلا شدی تپلی من
بوسس


آره خاله خیییییییییلی
1