آراد ...فرشته ی زیبا

کودک من

اولین کلمه (بابا)...دومین دندون.....و کارخانه ی پنیر سازی آراد!!!

گل گل مامان  بعد از مدتها الان که ساعت 3  صبحه تونستم بیام برات بنویسم قبل از هر چیز بگم که الان 6 ماه و 11 روزته و نمی دونم چرا وبلاگت می گه 6 ماه و 26 روزته! باید درستش کنم چند روز پیش با بابایی برگشتیم تبریز و سفرهای نوروزیمون بعد از یه 13 بدر توپ در کاشان به پایان رسید و ما 13 عصر برگشتیم اراک  و فرداش  اومدیم خونه(تبریز) و طبق معمول من دپرس !!! همیشه همینطوری بودم که هر وقت میام تبریز ناراحت می شم که از خونوادم جدا می شم و هر وقت هم می مونم اراک ناراحتم که از باباییت  جدا می شم! در کل الان بهترم و دارم به روال عادیه زندگی بر می گردم  ...اصلا" با وجود شما مگه می شه غیر از این باشه!  بذ...
4 شهريور 1392

عکسهای نوروز 92 (کاشان)

 تو عکس بالا ببل مامان ناهیدی اینجا هم تو کالسکتی در کاشان باغ یکی از دوستان تو عکس بالا باز هم کاشانیم خونه ی دایی بهرام من  شما هم آماده شدی برای رفتن به مهمونی  اینم همون لباسیه که من و بابات برات عیدی از منصور تبریز خریدیم . فدای لپات بشم منننننننننننننن تو عکس بالا داشتیم می رفتیم کرمانشاه و   بعد از واکسنی که زدی  داشتی جای موبایل بابایی رو گاز گاز می کردی که همینطوری خوابیدی و همینطوری هم موندی! عکس بالا در بیستون گرفته شده   کاشان شما و پسر عمت (یاشار 1 ماهه) دیروز خونه ی مامان بزرگت شما ...
4 شهريور 1392