آراد ...فرشته ی زیبا

یک پست عاشقانه برای یک تازه مرد ..+.تولد آیلین جونم مبارک

این پست جمعه نوشته شده  یکشنبه تایید شده عزیزم این روزا  همش دارم می چلونمت یعنی از وقتی که آقا شدی ...یه جور دیگه دوست دارم...قربونت برم  که  انقدر خوب و حرف گوش کن شدی  اصلا" تو به اون شیطونی که به همه چیز دست می زدی و  از همه جا بالا می رفتی  و تا شب پدر منو در میاوردی کجا و این آراد حرف گوش کنی که به هیچ چی دست نمی زنه و دیگه از اپن و نهار خوری و کابینت بالا نمی ره کجا ...خدا رو شکر که  انقدر خوبی از اولشم که اصلا" اهل گریه  و نق زدن نبودی  فقط  شیطون بودی که  تو این مدتی که بر گشتیم تبریز   اونم حل شده البته وابستگیت به من بیشتر از همیش...
21 آذر 1393

و اینک صدای ما از تبریز و پوشک گیرون

عزیزم اول از همه به خودم و خودت بابت  موفقیت در بزرگترین و به قول خودم سخت ترین پروژه ی زندگیت تبریک می گم بله شما دیگه مرد شدی و چند روزی هست که با پوشک خداحافظی کردی هوررررررا درست در دو سال و دو ماهگی . و اما ماجرای پوشک گیرون و روزهای قبل از آن خوب گلم همون طور که گفته بودم بابایی قرار بود بیاد دنبالمون که برگردیم سر خونه  و زندگیم ....اما قبل از اون از شیطنتهات تو خونه ی ناناجون بگم که دیگه از اوج هم گذشته بود باور کن می شستم گریه می کردم به حال خودم و از همه بدتر تسلی دادنهای خودت بود که حرص منو بیشتر در میاورد می گفتی (مامان اشکال نداره گریه نکن!) می خواستم سرمو بکوبم به دیوار از دستت راستش جزییاتش درست...
12 آذر 1393
1